فهرست مطالب
- یاماها به رابطه ما با جهان و دیگران مربوطاند
- نیاماها بر رابطه ما با خود تمرکز دارند
- این اصول دستورهای خشک و ابزار قضاوت نیستند
- میتوان هر اصل را با یک رفتار کوچک روزانه تمرین کرد
یاما و نیاما نخستین چارچوب اخلاقی در مسیر هشتگانه یوگا هستند؛ اصولی ساده اما عمیق که نشان میدهند تمرین یوگا فقط به شکل بدن روی زیرانداز محدود نمیشود. یاماها به شیوه رابطه ما با دیگران و جهان مربوطاند و نیاماها به رابطه ما با خودمان. این اصول قرار نیست فهرستی برای قضاوت یا کاملبودن باشند؛ میتوان آنها را دعوتی به مشاهده دقیقتر، انتخاب مسئولانهتر و زندگی هماهنگتر دانست.
یاما و نیاما از کجا میآیند
در سنت یوگا، مسیر هشتگانه از اصول رفتاری آغاز میشود و سپس به تمرینهای درونی و بدنی میرسد. یاماها و نیاماها در این چارچوب مانند قطبنما عمل میکنند: پیش از آنکه بپرسیم بدنمان چه شکلی از حرکت را میتواند انجام دهد، میپرسیم چگونه میتوانیم با خود و دیگران با آگاهی بیشتری رفتار کنیم.
این ده اصل در زبان سانسکریت نامهایی مشخص دارند، اما معنای آنها به یک ترجمه کوتاه محدود نمیشود. هر اصل میتواند موضوعی برای تأمل باشد و در شرایط مختلف، به شکل متفاوتی اجرا شود. برای نمونه، راستگویی همیشه به معنای بیان هر فکر بدون توجه به پیامد آن نیست؛ گاهی لازم است حقیقت را با زمانبندی، لحن و ملاحظه مناسب بیان کنیم.
پنج یاما؛ رابطه مسئولانه با جهان
آهیمسا؛ پرهیز از آسیب
آهیمسا (Ahimsa) معمولاً به بیآزاری ترجمه میشود. این اصل، توجه به آسیب جسمی، کلامی و روانی را دربرمیگیرد؛ هم در رفتار با دیگران و هم در رفتار با خود. در زندگی روزمره، آهیمسا میتواند به معنای کاهش لحن تند، توجه به اثر تصمیمها بر دیگران و پرهیز از فشار آوردن بیدلیل به بدن باشد.
بیآزاری به معنای نادیده گرفتن مرزها یا سکوت در برابر رفتار آسیبزا نیست. دفاع محترمانه از خود و درخواست کمک نیز میتواند با این اصل هماهنگ باشد.
ساتیا؛ راستگویی
ساتیا (Satya) به صداقت و هماهنگی میان واقعیت، گفتار و رفتار اشاره دارد. تمرین آن از توجه به اغراقها، پنهانکاریهای غیرضروری و داستانهایی آغاز میشود که درباره خودمان برای خودمان تعریف میکنیم.
صداقت سالم با بیملاحظگی فرق دارد. پیش از گفتن چیزی میتوان پرسید: آیا این سخن درست است، آیا گفتنش ضروری است و آیا میتوانم آن را با احترام بیان کنم؟ این پرسشها ساتیا را از تبدیلشدن به بهانهای برای سخنان آزاردهنده دور میکنند.
آستیا؛ برنداشتن چیزی که به ما داده نشده است
آستیا (Asteya) اغلب به پرهیز از دزدی ترجمه میشود، اما دامنه آن گستردهتر است. استفاده بدون اجازه از وقت، ایده، انرژی یا اعتبار دیگران نیز میتواند شکلی از تصاحب ناآگاهانه باشد. دیر رسیدن مکرر، قطع کردن صحبت دیگران یا نسبت دادن موفقیت گروه به خود، نمونههایی روزمره برای تأمل در این اصلاند.
آستیا همچنین ما را به احترام گذاشتن به منابع، زمان و توجه خود دعوت میکند. پذیرفتن کاری بیش از توان، گاهی به معنای نادیده گرفتن نیازهای واقعی خود است.
براهمچاریا؛ مدیریت آگاهانه انرژی
براهمچاریا (Brahmacharya) در دورهها و مکتبهای مختلف، معناهای متفاوتی داشته است. در برداشت کاربردی امروز، میتوان آن را توجه به نحوه مصرف انرژی، میل و توجه دانست. این اصل بهجای سرکوب، بر آگاهی و انتخاب تأکید میکند: چه چیزهایی انرژی ما را میگیرند، چه چیزهایی آن را پرورش میدهند و آیا رفتارمان با ارزشهایمان هماهنگ است.
برای یک نفر، این اصل ممکن است به تنظیم زمان استفاده از صفحهنمایش مربوط باشد و برای فردی دیگر، به رعایت مرزها در رابطه یا ایجاد تعادل میان کار و استراحت. تفسیر آن باید با شرایط، فرهنگ و مسئولیتهای هر فرد سازگار باشد.
آپاریگراها؛ نچسبیدن و انباشتن نکردن
آپاریگراها (Aparigraha) به رها کردن چسبیدن افراطی به اشیا، نتیجهها، نقشها و تصویر ذهنی از آینده مربوط است. این اصل به معنای نداشتن دارایی یا بیتفاوتی نسبت به امنیت مالی نیست. پرسش اصلی این است که چه زمانی داشتن، کنترل کردن یا مقایسه کردن از نیاز واقعی فراتر میرود.
مرتب کردن وسایل، توجه به خریدهای هیجانی و تمرین پذیرش تغییر، راههایی ساده برای مشاهده آپاریگراها هستند. رهاکردن در اینجا بیشتر به معنای کاهش وابستگی است، نه کنار گذاشتن مسئولیت.
پنج نیاما؛ پرورش رابطه با خود
شاوجا؛ پاکیزگی و شفافیت
شاوجا (Shaucha) به پاکیزگی بدن، محیط و ذهن اشاره دارد. رسیدگی به فضای زندگی، بهداشت، نظم نسبی و توجه به محتوای ذهن میتوانند بخشی از آن باشند. شاوجا قرار نیست به وسواس یا تلاش برای حذف همه افکار ناخوشایند تبدیل شود. ذهن انسان همیشه آرام و مرتب نیست؛ مشاهده آن بدون جنگیدن، خود شکلی از پاکیزگی و شفافیت درونی است.
سانتوشا؛ رضایت آگاهانه
سانتوشا (Santosha) به رضایت و قدردانی از آنچه اکنون وجود دارد مربوط است. رضایت به معنای کنار گذاشتن هدفها، بیتفاوتی نسبت به بیعدالتی یا انکار دشواریها نیست. میتوان هم برای تغییر شرایط تلاش کرد و هم لحظه کنونی را تنها بر اساس کمبودهایش تعریف نکرد.
توجه روزانه به یک چیز ساده که کار میکند، یک رابطه حمایتگر یا فرصتی برای استراحت، میتواند این اصل را از مفهومی انتزاعی به عادتی ملموس تبدیل کند.
تاپاس؛ انضباط و گرمای تلاش
تاپاس (Tapas) به تلاش منظم، انضباط و توان ماندن در مسیر اشاره دارد. در تمرین یوگا، تاپاس میتواند به حضور پیوسته و واقعبینانه مربوط باشد، نه فشار آوردن برای اجرای شکل دشوارتر. در زندگی روزمره نیز انجام یک کار مهم، حتی در اندازهای کوچک، میتواند نمونهای از این اصل باشد.
تاپاس با خودتنبیهی فرق دارد. اگر برنامهای آنقدر سخت است که به فرسودگی منجر میشود، بازنگری در آن نشانه ضعف نیست؛ بخشی از انضباط پایدار است.
سوادهایایا؛ خودشناسی و مطالعه
سوادهایایا (Svadhyaya) به مطالعه خود و متون آموزنده مربوط است. توجه به واکنشهای بدن، احساسات، عادتهای فکری و الگوهای رفتاری، یکی از شکلهای خودشناسی است. نوشتن چند خط پس از یک گفتوگوی دشوار یا پرسیدن اینکه چه چیزی واکنش ما را برانگیخت، میتواند به این مشاهده کمک کند.
خودشناسی به معنای تحلیل بیپایان یا مقصر دانستن خود نیست. اگر تجربهای دردناک یا پیچیده است، گفتوگو با رواندرمانگر یا متخصص واجد صلاحیت میتواند از تفسیرهای نادرست و تنهایی بیشتر جلوگیری کند.
ایشوارا پرانیدانا؛ واگذاری نتیجه
ایشوارا پرانیدانا (Ishvara Pranidhana) معمولاً به سپردن خود به امر برتر یا واگذاری نتیجه ترجمه میشود. این اصل برای افراد مختلف، معنای معنوی یا غیرمذهبی متفاوتی دارد. میتوان آن را پذیرفتن این واقعیت دانست که ما مسئول نیت و تلاش خود هستیم، اما همه پیامدها در کنترل ما نیستند.
این رویکرد با منفعلبودن تفاوت دارد. انسان همچنان تصمیم میگیرد، مرز میگذارد و برای هدفش تلاش میکند؛ فقط لازم نیست ارزش خود را کاملاً به نتیجه نهایی گره بزند.
چگونه این اصول را عملی کنیم
برای شروع، بهتر است هر هفته فقط یک اصل را انتخاب کنید. آن را به یک پرسش کوچک تبدیل کنید: امروز کجا میتوانم با خودم یا دیگری مهربانتر باشم؟ کدام حرف را میتوانم دقیقتر و محترمانهتر بزنم؟ آیا این تعهد با توان واقعی من هماهنگ است؟
در پایان روز، بهجای امتیاز دادن به خود، سه نکته را مرور کنید: چه چیزی را متوجه شدم، کجا از ارزشهایم فاصله گرفتم و فردا چه تغییر کوچکی ممکن است؟ این شیوه، یاما و نیاما را از مجموعهای از واژههای قدیمی به زبان عملی زندگی تبدیل میکند.
یاما و نیاما بدون کمالگرایی
مهمترین نکته این است که این اصول برای ساختن انسانی بیخطا طراحی نشدهاند. همه ما گاهی تند صحبت میکنیم، از برنامهمان عقب میمانیم یا به نتیجهای میچسبیم که در کنترلمان نیست. ارزش یاما و نیاما در امکان بازگشت، مشاهده و انتخاب دوباره است.
اگر این مفاهیم به فشار، شرم یا قضاوت دیگران تبدیل شوند، از هدف اصلی خود دور شدهاند. میتوان آنها را با انعطاف، توجه به شرایط واقعی و احترام به مرزهای شخصی دنبال کرد. در چنین نگاهی، فلسفه یوگا نه مجموعهای از بایدها، بلکه تمرینی برای آگاهانهتر زیستن است.
- سطح
- همه سطوح
- هدف
- ذهن آرام و آگاهی، کاهش استرس و اضطراب
- نام سنسکریت
- Yamas and Niyamas
فواید
- ممکن است به تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند
- میتواند کیفیت گفتوگو و رابطه با دیگران را بهبود دهد
- ممکن است توجه به نیازها و مرزهای شخصی را بیشتر کند
- به پیوند دادن تمرین یوگا با زندگی روزمره کمک میکند
مراقبتها
- این اصول را برای سرزنش خود یا دیگران به کار نبرید
- از تفسیر خشک و افراطی آنها پرهیز کنید
- رعایت مرزهای شخصی و امنیت را فدای خوشایند دیگران نکنید
- در موقعیتهای دشوار، از حمایت متخصصان مربوط کمک بگیرید



